تبليغاتX
السلام علیک یا قمر بنی هاشم یا عباس(ع)
سلام

خيلي وقت بود فرصت نكرده بودم وبلاگم رو به روز كنم و درنتيجه مورد اعتراض برخي دوستان واقع شدم

فرصت رو غنيمت شوردم و هم به جهت اهميت موضوع و هم به بهانه ۸ شوال در مورد فرقه ضاله وهابيت و عقايد پليدشان و به خصوص جنايت بزرگ تاريخ شكل گيريشان كه تخريب قبور ائمه بقيع است . مطالبي بنويسم

در ابتدا تصوير قبور ائمه بقيع قبل از تخريب رو براتون ميگذارم

 در ۸ شوال سال ۱۳۴۳ هجری قمری قبور ائمه بقیع  توسط فرقه ضاله وهابيت( لعنت الله عليه ) ویران گرديد .

ائمه بقیع در بقعه بزرگی که به‏ طور هشت ضلعی ساخته شده بود و اندرون و گنبد آن سفیدکاری شده بود مدفون بودند. پس از تسلط وهابیان بر مدینه‌ ضمن تخریب قبور ،آثاری که بر روی قبور قرار داشت را نیز از بین بردند. در جریان این واقعه بارگاه امام حسن مجتبی، امام سجاد، امام محمد باقر و امام جعفر صادق نیز ویران شد.

   

فرقه ضاله وهابيت چه كساني هستند ؟

این فرقه منسوب به «محمدبن عبدالوهاب » (بن سلیمان بن محمدبن احمدبن راشدبن برید بن محمدبن برید بن مشرف بن عمر بن بعضابن ریس بن زاحزبن محمدبن على بن وهیب التمیمى ) ازمردم «نجد» (هزارو دویست شش - هزار و صدو پانزده قمرى ) مى باشد. «محمدبن عبدالوهاب » به مكتب «ابن تیمیه » گرایش داشت . نام این فرقه از پدر «محمد» كه «عبدالوهاب » بود، گرفته شده است . «عبدالوهاب » كه از علماى عینیه از بلاد نجد بود. محمد فقه هنبلى رانزد پدرش «عبدالوهاب » كه از علماى هنابله بود، فرا گرفت . آثار «ابن تیمیه » و «قیم جزى » «كه شاگرد ابن تیمیه بود» را مطالعه كردو تحت تاثیر قرار گرفت .
در ذيل برخي عقايد باطل و پليد و در عين حال خطرناك اين فرقه ضاله را ببينيد . 

 1 - به وسیله هیچ یك از رسولان و اولیاء پروردگار به خداوند توسل نجوید، و هرگاه اقدام به این كار كند و بگوید: اى خدا! توسط پیامبرت محمد (صلى الله علیه و آله ) به تو متوسل مى شوم كه مرا مشمول رحمت خود قرار دهى ، اینگونه افراد در راه شرك گام نهاده و مشرك مى باشند.

2 - زائران به قصد زیارت به آرامگاه رسول خدا (صلى الله علیه و آله ) نزدیك نشوند و بر قبر آن حضرت دست نگذارید و در آنجا دعا نخوانند و نماز نگذارید و ساختمان و مسجد بر روى قبر نسازند.
 اگه امروز هنوز قبر رسول الله رو خراب نكردند چون اينقدر قدرت پيدا نكردند . قدرت پيدا كنند اون رو هم خراب ميكنند .
3 - از پیامبر (صلى الله علیه و آله ) طلب نكنند اگر چه پروردگار، حق شفاعت را پیامبر اكرم (صلى الله علیه و آله ) داده است ولى از طلب آن نهى فرموده است . بر مسلمانان جایز است كه بگوید: «یا الله ! شفع لى محمدا» :

«پروردگارا! محمد (صلى الله علیه و آله ) را شفیع من قرار ده » ولى روا نیست كه بگوید: «یا محمد! (صلى الله علیه و آله ) اشفع لى عندالله ».

و كسى كه از پیامبر طلب شفاعت كند، مانند این است كه از بت ها شفاعت خواسته باشد

4- باید هرگز به رسول خدا «صلى الله علیه و آله » سوگند یاد نكندو او راندا ننماید (: یا محمد) و آن حضرت را با عبارت «سیدنا» توصیف نكند و الفاظى از قبیل : بحق محمدو.. بر زبان جارى نسازد.

5 - نذر براى غیر خدا و پناه بردن و استغاثه به غیر خداوند شرك است .

6 - زیارت قبور و ساختن گنبد و بارگاه بر آنها وتزئین قبور و سنگ كتیبه ، چراغ روشن كردنو شمع گذاشتن بر آنها شرك است .

7 - وهابیون بر این باور شدند كه مسلمانان درطى روزگار وقرون ، از آئین اسلام منحرف شده اند و در دین خدا بدعت هائى جاى داده اند كه با شرع اسلام متناقض مى باشد. به عقیده وهابیون باید از اصولى كه پیامبر اسلام «صلى الله علیه و آله » حكم فرموده ، پیروى كرد و از منهیات او دورى نمود. باید فقط پرودگار امیدوار بود و از او ترسید و به او توكل كرد و شفاعت خواست .

8 - هرگونه مراسم تشییع جنازه و سوگوارى حرام است . ارواح اموات كارى نمى توانند بكنند و در امور دنیوى و اخروى زندگان دخالتى نمى توانند داشته باشند.

تاءویل آیات حرام است ...

9- كار بردن القاب كه بر عزت و احترام دلالت دارد، در مورد افراد بشر ناصواب است زیرا احترام و تعضیم تنها شایسته خداوند است .

10 - هرگاه مسلمانى از دنیا برود، روح او در بهشت است واین جاى شادى و سرور دارد نه غم و اندوه .

قبور ائمه بعد از تخريب



بر همه مسلمانان و مخصوصاً شيعيان لازم است تا با عقايد پليد و كفر آميز و خطرناك اين گروه منحرف آشنا شده و با درايت در مقابل تبليغات سوء اين گروه صف بندي نمايند . و براي نابوديشان دعا نموده و براي تعجيل در فرج مولايمان مهدي صاحب الزمان عج دعا كنند.

+ نوشته شده در  88/07/25ساعت 1:52 : غلام اهل بيت  عباس سعیدی   | 

 (ابوعبدالله بن مسلم ) فرزند ( قتيبۀ دينوري) – متوفاي 312 ه. – كه يكي از علماي بزرگ اهل تسنن است و در زمان غيبت صغري مي زيست ، اودركتاب ( الامامة والسياسة ) چنين مي نويسد :

آنگاه علي (ع) را به نزد ابي بكر آوردند، او درآن حال مي فرمود: (من بندۀ خدا و برادر رسول اويم .) پس به او گفته شد: با ابي بكر بيعت كن !فرمود: ( من به اين كار ( خلافت ) شايسته ترو لايق تر از شما هستم، با شما بيعت نمي كنم و شما به بيعت با من سزاوارتر هستيد ، منصب خلافت را با اين استدلال و برهان از انصار گرفتيد كه: ( خويشاوند پيامبر مي باشيد). در حاليكه آنرا از ما كه خاندان پيامبريم به زور گرفتيد! مگر اينگونه با انصارمنازعه و استدالال نكرديد كه چون محمد(ص) از شماست ، پس به خلافت شايسته تر ازآنها مي باشيد؟!و ايشان نيز به همين خاطر پيشوائي را به شما داده و فرمانروائي را دراختيارتان قرار داده اند .

اكنون من نيز بر زيان شما با همان استدلال و برهاني كه بر انصار نموديد،احتجاج مي نمايم ، زيرا ما در زندگي و وفات به رسول خدا (ص)نزديكترو سزاوارتريم ، اگرمؤمن هستيد به ما حق بدهيد و به حق اعتراف نمائيد و منصفانه با ما رفتار كنيد ،و گرنه اعتراف نمائيد كه دانسته برماظلم وستم رو ا مي داريد.

عمر پاسخ داد: ترا رها نمي كنيم تا بيعت نمائي . علي (ع) به او فرمود: شتر خلافت رابدوش كه بخشي ازآن سهم تست ، و امروز براي او كار خلافت را استوار گردان كه فردا به تو برگردد. سپس فرمود: اي عمر! به خدا سوگند! سخنت را نمي پذيرم وبا او بيعت نمي كنم . عمر گفت : اگر بيعت نكني مجبورت مي كنم!

پس علي (ع) فرمودند : اي گروه مهاجرين !خدا را، خدا را ، به ياد آوريد و سلطنت ( حكومت وقدرت ) محمد (ص) در ميان عرب را از سرا و ژرفاي خانه اش خارج نسازيد وبه سراو  ژرفاي خانه هايتان نبريد، وخاندنش را از مقام ومنزلتي كه در ميان مردم دارند دور ننمائيد، وحقشان را ضايع نسازيد.

اي گروه مهاجرين! همانا ما سزاوارترين افراد به او هستيم ، زيرا ما خاندان پيامبريم وبه اين كار (خلافت ) از شما شايسته تر وسزاوارتر مي باشيم.

 (ابن قتيبه ) گويد: همانا ابوبكر پس از جستجو فهميد گروهي كه از بيعت سر پيچي نموده اند در خانه علي (ع) هستند ،

 پس عمر را به سراغش فرستاد . عمر آمد وآنها را صدا زد و ايشان از بيرون آمدن خودداري نمودند . اوگفت: هيزم بياوريد،سوگند به كسي كه جان عمر در دست اوست! يا بايد از خانه خارج شويد ، و يا خانه و اهلش را  مي سوزانم ! گفته شد: اي ابا حفص ! همانا در اين خانه فاطمه هست: اگر چه فاطمه درآن باشد.

 بسياري از علماي اهل سنت جريان هتك حريم خانه اهل بيت رسالت و آتش زدن درب آن و غصب ولايت علي را  توسط عمر و قنفذ  و مغيره و ياوران پست و پليدش نقل كرده اند .

از برادران اهل سنت ميخواهم دست از عقايد پوچ و باطل و غلطي كه البته خود صد البته به پوچ بودن آن اعتقاددارند و باز نميدانم كه چرا دست بر نميدارند   . دست بردارند

به ولايت بلافصل علي بن ابيطالب (ع) بعد از نبي مكرم اسلام ايمان بياورند . شيعه اثني عشري شوند . و بر دشمنان اهل بيت لعنت گويند

لعنت خدا بر قاتلان و آزار دهندگان بر مادرمان فاطمه زهرا سلام الله عليها

+ نوشته شده در  88/02/21ساعت 8:31 : غلام اهل بيت  عباس سعیدی   | 
يا علي رفتم بقيع اما چه سود ؟*** هرچه گشتم فاطمه آنجا نبود

  يا علي قبر پرستويت كجاست ؟***** آن گل صدبرگ خوشبويت كجاست ؟

      هرچه باشد من نمك پرورده ام ********* دل به عشق فاطمه خوش كرده ام

             حج من بي فاطمه بي حاصل است ********* فاطمه حلال صدها مشكل است

                                     كعبه بي فاطمه مشتي گل است ****** قبر زهرا كعبه اهل دل است

فرارسيدن ايام فاطميه را بر تمامي شيعيان آن حضرت تسليت عرض ميكنم .

+ نوشته شده در  88/02/19ساعت 2:59 : غلام اهل بيت  عباس سعیدی   | 

دلم هواي رقيه كرد ، نازدانه  سه ساله امام حسين (ع)  ، همان عزيزي كه سني ندارد اما با همه كم سن وسالي اش دلهاي همه شيفتگان را متوجه خود كرده است   ،  ميگويند خيلي شبيه مادرش فاطمه ( س) بود .

رقيه دختر سلطان عشق است

نميدانم؟!   خاك بر دهانم  ،  بعضي ها گفته اند،   امام حسين دختري به نام رقيه نداشته است   و البته در مقاتل معتبره هم نامي از دختري به نام رقيه نبرده اند  ميگويند نام دخترش فاطمه صغيره است

اصلاٌ چه فرق ميكند كه نامش چه ياشد ؟ مهم اين است كه بو ده است  و اين بودن وقتي به تو اثبات ميشود كه بروي در خرابه شام و جلال و شكوه مزارش را ببيني آبادي مزارش را در آن ويرانه دمشق !

اما چه بر رقيه گذشت ؟       باباجان : هركجا نام تورا ميبردم                 تازيانه زعدو ميخوردم

ميداني چرا پدر جان :     چون : گمانم جرم دارد هركه شكل فاطمه باشد

نيمه شب در خرابه شام بهانه پدر را گرفت .  بعضي مقاتل نوشته اند :  چون خواب پدر را ديد كه سر بريده اش در حال قرآن خواندن است و يزيد لعنت الله عليه چوب بر دهانش ميزند .

 همه اهل خرابه از گريه رقيه بيدار شدند  . يزيد ملعون نيز كه در دار العماره خود خفته بود بيدار شد.   چه خبر است ؟

يكي از فرزندان حسين بهانه پدرش را گرفته است .

بي حيا گفت كودك كه مرده و زنده نميشناسد  ، سر بريده پدرش را برايش ببريد تا آرام شود .

سر را برروي طبقي گذاشته و پار چه اي بر روي آن ،  جلوي رقيه گذاشتند

زينب آمد و او را در آغوش كشيد . آه بگزاريد و بگذريد عمه اش آرامش ميكند.

پارچه را برداشت  خدايا

مناجات عارفانه رقيه را ببين :  

 يا ابتا من الذي ايتمني علي صغر سني ( پدر جان چه كسي در كودكي مرا يتيم كرده ؟)

 يا ابتا من الذي قطع وريدك ( پدر جان چه كسي رگهاي گردنت را بريده است ؟

                                                   .......

پدر جان ببن به جرم شكل فاطمه بودن و تورا صدا زدن    فقط دندانهايم سفيد است 

ديدند رقيه خم شد و لبانش را بر رگهاي بريده پدر گذاشت و جان به جان آفرين تسليم نمود .

يار قيه بنت الحسين (ع) اشفعي لنا في الجنه

+ نوشته شده در  87/11/13ساعت 1:0 : غلام اهل بيت  عباس سعیدی   | 

سلام

درزمانهای قدیم حکام شهرها به منظور تعیین حد و مرز شهر و با هدف حفاظت و حراست از شهر دستور میدادند تا دیوار  و یا حصار عریض و بلندی را دور شهر خود ایجاد نمایند . در کشور ما نیز آثار این دیوار محافظ در برخی از شهرهای کهن مانند دامغان - یزد - و ... دیده میشود . به منظور ایجاد راه ارتباطی به داخل شهر عموماٌ دروازه هایی را به فواصل معین ایجاد میکنند .  مثلاٌ شهر کهن و تاریخی دامغان پایتخت ایالت قومس یا کومش   در قدیم به صددروازه معروف بوده است

  

باب الساعات یا همان دروازه ساعات نیز یکی از دروازه های بخش شرقی شهر شام ( دمشق امروزی ) پایتخت سوریه میباشد که راه حلب و کوفه به این دروازه منتهی میشود 

گفته میشود زمانی که درواقعه عظیم عاشورا اسرای اهل بیت رامیخواستند واردشهر کنند از این دروازه وارد کرده اند که قبل از ورود در مقابل این دروازه ساعاتی اسرا را نگاه داشتند تا شهر را آزین نمایند . و وجه تسمیه این باب  نیز همان است .

البته وجه تسمیه دیگر این دروازه این است که میگویند ساعت بزرگی بر سردر آن آویزان بوده است  والله اعلم

امروزه از این دروازه آثار ی به جای مانده است و دمشقیان امروزی آنجا را به نام باب توما میشناسند

باب توما محله مسیحی نشین و ارمنی نشین شهر دمشق است که البته از نظر اسلامی وضعیت مطلوبی نداشته و بسیار کثیف میباشد

+ نوشته شده در  87/07/14ساعت 7:57 : غلام اهل بيت  عباس سعیدی   | 

اصغر كه در صف شهدا ماه پاره است   ***خونش به روز حشر به هر درد چاره است

محكم بگير رشته قنداقه اش به كف *** باب الحوائج است اگر شيرخواره است

 

عبدالله بن حسين بن علي بن ابيطالب (ع)  معروف به علي اصغر در روز ۹ رجب سال ۶۰ هجري در مدينه

 متولد شده اند. وقتي  طفل تازه متولد شده را در دستان پدر دادند پدر نگاهي بر چهره نوراني او انداخت وفرمود : نام اورا علي بگذاريد . و به علي اصغر معروف شدند 

 بيست روزه بود كه قافله ابا عبدالله به همراه جمعي از ياران و زنان و بچه ها و برادران و برادرزاده 

ها  و خواهرها و خواهر زاده ها و علي اصغر كوچكترين عضو اين قافله براي انجام مناسك حج از مدينه به

 سمت مكه خارج شدند.

 امام حسين (ع) كه متوجه قصد پليد يزيد و يزيديان شده بود كه همانا قصد جان امام را در حرم امن الهي

 كعبه مكرمه كرده بودند به حرمت خانه خدا ، حج خود را نيمه تمام گذاشتند و در روز عرفه بعد از خواندن

 دعاي عرفه مكه را به سمت كوفه در عراق كه برايش هزاران هزار نامه نوشته بودند و اعلام بيعت كرده

 بودند ترك نمود

در عصر روز دوم محرم الحرام سال ۶۱ هجري وارد سرزمين كربلا شدند و مورد محاصره از جانب سپاه يزيد

 واقع گرديدند.

در روز ۷ محرم آب را برروي سپاه اسلام بستند و بالاخره در روز دهم محرم ۷۲ تن از ياران باووفا و سيد

الشهدا ء به شهادت رسيدند

 حضرت علي اصغر كوچكترين سرباز و تنها شهيدي است كه خونش به زمين نرسيد و امام همه خون علي را به آسمان پاشيد و حتي يك قطره از آن به زمين برنگشت

حضرت علي اصغر شش ماه و دوروز سن داشتند كه به شهادت رسيدند .

صلي الله عليك يا عبدالله بن الحسين الطفل الرضيع المرمي المتشحط بدماٌ

بار و بگشاييد و اينجا كربلا است

+ نوشته شده در  87/06/03ساعت 14:52 : غلام اهل بيت  عباس سعیدی   | 

آيا شنيديد كه ميگن بعضي وقتها از حرم امام حسين بوي سيب ميآد ؟

هيچ از خودتون  سئوال نكرديد كه چرا ؟


ديشب مطلبي رو خوندم كه حتي براي خودم هم تازگي داشت  . گفتم براي نسل جوان به ويژه مداحان ارجمند قرار بدم

 

در كتاب بحار الانوار جلد ۴۳ صفحه ۲۸۹ نقل شده اس از علامه مجلسي رحمه الله عليه :

روزي امام حسن وامام حسين عليه سلام به خدمت پيامبر وارد ميشوند .

در حالي كه جبرئيل  به شكل انساني خوش سيما در محضر رسول اسلام بودند. حسنين شروع ميكنند دور جبرئيل چرخيدن

جبرئيل هم يك عدد سيب و يك عدد گلابي و يك عدد انار به فرزندان رسول خدا ميدهد .

حسنين نزد پدر و مادر خود ميروند و در حالي كه پيامبر هم به آنان ملحق ميشوند . شروع به خوردن آن ميوه ها ميكنند . اما هرچه ميخورند ميبينند كه تمام نميشود . 

از اين قضيه گذشت تا چند سال بعد كه پيامبر رحلت نمودند .

وقتي پس از ايشان حضرت زهرا سلام الله عليها به شهادت رسيدند . انار ناپديد شد .

و قتي حضرت علي عليه سلام به شهادت رسيدند گلابي ناپديد شد و سيب  ماند

سيب ماند تا واقعه كربلا .

 امام سجاد به نقل از پدر بزرگوارش  ابا عبدالله ميفرمايد :

 پدرم ميگفت در كربلا و در آن كار وزار هرگاه عطش بر من غلبه ميكرد آن سيب را بو ميكردم و عطشم رفع ميشد .

تا به جايي رسيدم كه از شدت عطش سيب  را خوردم و دانستم كه گاه وصال به پدر و مادر و جدم نزديك هست . و وقتي امام به شهادت رسيد . بوي سيب عجيبي سر تاسر گودال قتلگاه را پر كرد

و براي همين است كه ميگويند شبهاي جمعه دم دمهاي سحر عاشقان مخلص و شيعيان حقيقي حضرت در حرم امام حسين بوي سيب عجيبي به مشامشان ميرسد .


 كه از حريم حسين بوي سيب مي آيد .....

+ نوشته شده در  87/05/02ساعت 9:28 : غلام اهل بيت  عباس سعیدی   | 
 

« فبما نقضهم ميثاقهم لعناهم و جعلنا قلوبهم قاسيه يحرفون الكلم عن‏ مواضعه و نسوا حظا مما ذكروا به »

گفتيم تاريخچه با عظمت كربلا كه به دست ما افتاده است ، هم دچار تحريف لفظي شده است و هم دچار تحريف معنوي . تحريف لفظي يعني اينكه‏ ما از خودمان سازو برگهايي بر پيكره اين تاريخ ساخته‏ايم كه چهره با عظمت‏ و نوراني آن را تاريك و ظلماني و قيافه زيباي آن را زشت كرده‏ايم . نمونه‏هائي را در اين زمينه عرض كردم . تحريف معنوي : متاسفانه اين حادثه تاريخي در دست ما تحريف معنوي شده است و تحريف‏ معنوي بسيار خطرناكتر از تحريف لفظي است . آنچه سبب شده است كه اين‏ حادثه بزرگ براي ما از اثر و خاصيت بيفتد ، تحريفات معنوي است نه‏ تحريفات لفظي ، يعني اثر سوء تحريفات معنوي از تحريفات لفظي بيشتر است . تحريف معنوي يعني چه ؟ در يك جمله ممكن است ما از لفظ ، نه كم كنيم‏ و نه زياد ، ولي وقتي كه مي‏خواهيم آن را توجيه و تفسير كنيم ، طوري توجيه‏ و تفسير كنيم كه درست برخلاف و بر ضد معني واقعي آن جمله باشد . براي‏ اين موضوع فقط يك مثال كوچك عرض مي‏كنم تا مطلب روشن شود . در روزي كه مسجد مدينه را بنا مي‏كردند ، عمارياسر فوق‏العاده تلاش‏ صادقانه مي‏كرد ، نقل كرده‏اند ( از نقلهاي مسلم است )

 

برای دیدن ادامه بحث ادامه مطلب رو کلیک کن


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  86/09/23ساعت 10:45 : غلام اهل بيت  عباس سعیدی  

در روزهای قبل گفتيم تحريفاتي در واقعه عاشورا شده است ، چه از نوع تحريف لفظي و چه‏ از نوع تحريف معنوي . و همين تحريفات سبب شده كه اين سند بزرگ تاريخي‏ و اين منبع بزرگ تربيتي براي ما بي‏اثر و يا كم اثر شود ، و احيانا در مواقعي اثر معكوس ببخشد . عموم ما وظيفه داريم كه اين سند مقدس را از اين تحريفات كه آن را آلوده كرده است پاك و منزه كنيم . امشب درباره عوامل تحريف بحث مي‏كنم و سپس بحث ما در اطراف تحريفات معنوي اين حادثه خواهد بود .

 

 

ادامه مطلب رو کلیک کن


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  86/09/16ساعت 22:50 : غلام اهل بيت  عباس سعیدی   | 
آدم بعضي وقتها از بعضي ها (حتي اونهايي كه مشهورند و به اصطلاح معتبر ؟؟؟) يه چيزهايي از اهل بيت در جلسات ميشنوه كه تا به حال تو هيچ كتابي نخونده و هيچ واعظي هم نقل نكرده  چه جوري تشخيص بديم چه مطلبي معتبره ؟

به همين دليل در اين مجال تعدادي كتاب معتبر را براي مطالعه و بيان مطالب معتبر در مجالس براتون ذكر ميكنم

يادتون باشه كه :  

                     هدف وسيله رو توجيه نميكنه

                يعني براي گريه انداختن مستمع در مجلس نبايد هر مطلبي رو باهر منبعي بگيد .

اونهايي كه در ابتداي راه هستند بيشتر دقت كنند

۱ -  مقتل لهوف سيد بن طاووس       ۲- الارشاد شيخ مفيد        ۳ - منتهي الامال شيخ عباس قمي

۴ - بيت الاحزان شيخ عباس قمي         ۵ - منتخب التواريخ            ۶- نفس المهموم شيخ عباس قمي

 

فعلا بسه                   

+ نوشته شده در  86/09/11ساعت 15:49 : غلام اهل بيت  عباس سعیدی   | 

( 1 ) . موضوع بحث ، تحريفات در واقعه تاريخي كربلاست .

در بازگوئي اين واقعه‏ بزرگ ، تحريفاتي صورت گرفته است . لهذا اين بحث را در چهار فصل خلاصه‏ مي‏كنيم .

 

 فصل اول   در اطراف معني تحريف و انواع تحريفاتي كه در دنيا وجود دارد و اشاره به اينكه انواع تحريفات در حادثه تاريخي عاشورا واقع شده است .     

 

 فصل دوم     درباره عوامل‏ تحريف است ، يعني بطور كلي در قضاياي دنيا كه تحريف صورت مي‏گيرد ، به‏ چه علت صورت مي‏گيرد ، چرا بشر حوادث و قضايا و احيانا شخصيتها را تحريف مي‏كند ؟ مخصوصا در نقل حادثه كربلا ، چه عواملي دخالت داشته است‏ كه تحريفاتي در اين قضيه واقع شود .  

 

فصل سوم    عبارت است از توضيحي‏ درباره تحريفاتي كه در همين داستان و حادثه تاريخي صورت گرفته است .

 

فصل چهارم   در اطراف وظائف ما ، اعم از علماء و توده مسلمانان مي‏باشد . 

 

 

ادامه مطلب رو ببین

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  86/09/09ساعت 10:53 : غلام اهل بيت  عباس سعیدی   |